|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
هنگامي كه يك سياه چاله شكل مي گيرد
چه چيزي هنگامي كه يك سياه چاله متولد ميشود روي مي دهد، آيا نوسان مي كند يا رشد مي كند يا پرتو مي افكند يا حجمش را از دست مي دهد يا منقبض ميشودذ؟
جوابهاي مختصري كه از سئوالات انيشتين بدست ميآيد ما را به دو نتيجه ممكن ميرساند.
1-عدم چرخش متناسب كروي يك سياه چاله كه اولين بار توسط Schwarzscild ارائه شد.
2-چرخش كروي سياه چاله كه در سال 1964 توسط ROY Kerr رياضيدان نيولوزلندي بيان شد.
اين دو نوع سياه چاله به ترتيب به عنوان Schwarzschild و Kerr مشهوراند. هر دو نوع اين سياه چالهها ثابت هستند و جايشان در طول زمان عوض نميشود مگر، در بعضي جهات مغشوش شوند (توازن آنها بهم بخورد). به عنوان مثال مواد ساده شناخته شده در نظريه نسبيت عمومي را مي توان بر اساس دو مؤلفه كاملات شرح داد.
1-حجم مقدار و اندازه آنها كه با علامت اختصادي M نشان داده ميشود
2-انحراف (قوس) مقدار جنبش و نيروي حركت آني آنها كه با J نشان داده ميشود.
سياه چالهها ممكن است همچنين داراي بار الكتريكي باشند. همچنين با سرعت زياد به مقدار كافي بار مخالف را جذب خود مي كنند در نتيجه بر اساس «واقع پردازي» و «طبيعت مواد» كه در حالت عادي به صورت خنثي هستند – سياه چاله منجر ميشود كه بار سياه چاله را صفر اعلام كنيم.
اين سادگي در اين نوع سياه چالهها خلاصه ميشود به طوري كه در عبارت مشهور «سياه چاله ها هيچ مويي ندارند» ملاحظه مي كنيم كه يعني صرف نظر از حجمش «M » و نسبيت رعايت شده در آن «J» هيچ نشانهاي ويژهي ديگري ندارند كه بتوان با آن يك سياه چاله را معرفي كرد.
در ضمن، ممكن است كاملاً اين چنين ساده نباشد كه پي گيري اين در بحث ما نمي گنجد. به هر حال هر دو نوع سياه چالههاي Schwarzscild و Kerr حالتهاي پاياني مواد را نشان ميدهد «پايان كار يك ماده به صورت يك سياه چاله كه حجم بسيار كم و جرم بسيار زياد دارد.»
هنگامي كه يك سياه چاله واقعي تشكيل ميشود، مي گوييم كه يا آن سياهچاله از انحلال يك ستارهي خيلي سنگين تشكيل شده يا از اثر يك سياه چاله بر روي سياه چاله ديگر كه آن را به شكل مارپيچ يا حلزوني در ميآورد، بوجد ميآيد كه ناشي از نيروي مادهاي است كه باعث بهم خوردن فضا و زمان ميشود. اين نيرو پديد آورندهي جاذبه موجي ميباشند.
انيشتين سئوالهايش را از حيث عددي و رياضي به وسيله يك كامپيوتر قدرتمند حل كرد. دانشمندان توانسته اند از امواج ساطه شده توسط سياه چالههاي از مدار خارج شده و يا امواجي كه از تاثير متقابل آنها بر همديگر، آنها را شبيه ساي كنند.
عطارد و كورهاي داغ اما خاموش
منجمان از شدت امواج راديويي 4/3 ميليمتري و 19 ميليمتري عطارد دماي متوسط آن را به هنگام بدر برابر تعيين كردهاند، بايد انتظار داشت كه دماي سطح عطارد زياد باشد زيرا به خورشيد نزديك است. عطارد به ازاي هر واحد سطح هفت برابر زمين انرژي دريافت مي كند به هنگام شب دماي پوسته سطحي عطارد به نزول مي كند. از مطالب شايان توجه، اندازهگيريهاي راديويي مربوط به لايههاي زير پوسته سطحي سياره است. حتي در يك متري زير سطح اين سياره دما تقريباً مقدار ثابتي در حدود دارد.